مراقبه امری بدهی برای مردمان ستاره ای

مراقبه و راه کارهای به آرامش رسیدن و تکامل را می توان در مورد مردمان ستاره ای امری بدهی و ناقص و عاملی باز دارنده جهت رسیدن به نقطه عکس تکامل دانست اما چگونه می بایست این حرف را به اثبات رسانید؟
یکی از شروط مراقبه به آرامش رسیدن است و آنگاه تمرکز ولی با این حال مردمان ستاره ای چگونه خواهند توانست به این آرامش نائل شوند و آیا هرگز خواهند توانست به اوج آرامش رسیده تا تمرکز کنند و این خود در حالیست که آنها به صورت پیش زمینه ای (حالت ناپایدار روحی) بر روی چیز خاص تمرکز می کنند. در این مقاله ما مراقبه را به کلی رد کرده و راهکارهای مصنوعی به آرامش رسیدن را از جمله هر گونه روال غیر طبیعی را نادرست خواهیم دانست و دلایل را نیز به روشنی به مخاطبین انتقال خواهیم داد ولی در ابتدا باید دانست که شما مردمان ستاره ای هستید یا خیر ؟
برای اینکه بدانید شما فردی ستاره ای هستید یا خیر به مقالات مربوط به افراد ستاره ای در همین پایگاه مراجعه کنید پس از مطالعه آنها اگر شما تمامی خصوصیات مربوط به مردمان ستاره ای را در خود داشته باشید آنگاه می توانید مراقبه را از دستور کار خود حذف کنید. ولی باز هم اگر شما خود را فردی ستاره ای نمی شناسید هنوز نیز لازم به ذکر است که مراقبه می تواند به حالات روحی و عاطفی افراد به وضوح تاثیرات مخربی بگذارد که این تاثیرات می تواند علاوه بر روح مکانیزم جسمی افراد را تحت الشعاع میدان های نادرست سوق دهد که یکی از این روال ها روی آوردن به خوراک های غیر سالم و ناکارآمد برای منطقه زندگی فرد و ناهماهنگی با سیستم بدنی فرد خواهد بود.
مراقبه بازاری برای تاجران معنوی!
سالهای دور آرامش و مراقبت از روح که توسط بومیان هندی رواج یافت و اکنون به صنعتی بسیار گزاف تبدیل شده و در این حال یوگا و شاخه های مربوط به مراقبت از روح توسط کلاس های خصوصی برگزار می گردد باعث می شود (در این مقاله منظور از افراد ، افراد ستاره ای خواهد بود) افراد با شرکت در این کلاس های تزئینی و نمادین نه تنها به آرامش نخواهند رسید بلکه تنش های دیگری زندگیشان را در بر خواهد گرفت هر لحظه ترس از تمرکز بر روی هیچ؛ روح آنها را خدشه دار خواهد نمود پس چه باید کرد؟
مراقبت از روح زمانی لازم است که فرد عاری از هر گونه نور باشد و در تاریکی فرو رفته باشد که در این راستا حتی مراقبه باعث خواهد شد روح را در اعماق سیاهی هم فرو خواهد ببرد، افرادی که ادعا می کنند استاد مراقبه هستند آنها از نیروهای موجود در وجودشان به نحو احسنت استفاده می کنند نه با مراقبه توانسته اند به این اصول دست یابند.
بهترین راه برای این کار دانستن قدرتهای درونی در فرد است نه به علوم مصنوعی رجوع بردن در همین حال شاخه های جدا شده از شبه علم مراقبه فعال ساختن چشم بصیرت و یا سومین چشم است که مکان آن در پیشانی افراد است ولی برای این کار نیز روال آنگونه که در مراقبه است نخواهد بود و عکس آن خواهد بود. برای اینکه با مفهوم واقعی مراقبه آشنا شویم با مثالی ساده به آن اشاره خواهیم کرد: شخصی خاص به یک شغل آگاهی و شناخت فراوان دارد اکنون طی چندین دوره همین آگاهی و دانسته ها به وی منتقل می شود در این حال او آیا همچنان مشتاق خواهد بود و یا دیگر تمایلی به دانستن علوم تکراری نخواهد داشت؟
در مقالات قبل بارها گفته شد و دوباره تکرار می شود و تاکید بر این موضوع بسیار مهم است که مردمان ستاره ای مملو از دانسته ها و اطلاعات اینک در هر موردی هستند این علوم می تواند به علوم معنوعی و محافظت از روح هم باشد. با این اوصاف افراد ستاره ای با قرار گرفتن در محدوده دانش های قدیمی دچار سرگردانی خواهند شد علوم مراقبه زمینی بر روح آنها تاثیرات مخرب و دوگانگی حالت را به وجود خواهد آورد منظور از دوگانگی حالت زمانی است که روح در دو راهی گزینش قرار می گیرد و یکی از عوامل بروز این امر اینست که شخص شکاف عمیقی در روح خود دارد و باید آنر ا ترمیم کند و برای این کار باید امورات ذیل را انجام دهد و این امورات جایگزینی مناسب و بسیار خوب برای مراقبه مصنوعی از روح خواهند بود و باید توجه داشت بر این موضوع که بجای صرف کردن وقت و زمان بسیار زیاد جهت فرا گیری علوم مراقبه اندکی به تمایلات روحی باید توجه داشت.
1- هوازی بودن در زندگی ؟
شاید سوال باشد که واژه هوازی به چه معنا خواهد بود ؟ هوازی به مانند کلمات مشابه خود برای مثال آبزی خواهد بود و دقیقا به این معنی است که زندگی را بر طبق هوای سالم تنظیم نمود حال سالمیت آن باید به لحاظ معنوی باشد نه جنبه های عادی ، در هوازی بودن، فرد از حداکثر اکسیژن موجود بهره خواهد برد و علاوه بر این این مقدار هوا از طریق معنوی هم جذب خواهد شد و از لحاظ فیزیکی به متا فیزیک برده می شود، تا کنون بحث کمی پیچیده شده و برای دانستن مفهوم کلی هوازی بودن می توانیم آنرا در یک بند اینگونه خلاصه سازیم، که هوازی بودن جریان یافتن سطح بسیار زیادی از اکسیژن به بدن خواهد بود و این جریان یافتن از طریق چندین گام کوتاه صورت خواهد پذیرفت.
1-خارج ساختن سطح وسیعی از اکسیژن مانده در بدن از طریق بازدم
2- نفس کشیدن عمیق به مدت 3 ثانیه
3- رسیدن به حالت توازن در تنفس
با توجه به این سه گام ما می توانیم تنها به جریان یافتن اکسیژن بیشتر در بدن کمک کنیم ولی این مقدار اکسیژن آیا جذب روح و واکنش های معنوی خواهد شد و یا خیر؟
همه ما می دانیم واکنش های روحی حال از جمله خواب دیدن و یا هر عملی که به واسطه های خود غیر عادی و ماورائی خوانده می شود هیچ گاه از طریق مواد مغزی موجود در غذا ها که بدن آنرا صرف سوخت و ساز می کند این نیاز برای روح تامین نمی شود پس غذا و سوخت برای روح چه خواهد بود؟ و اینک به این سوال خواهیم رسید که آیا مقدار اکسیژن موجود می تواند سوختی مناسب برای روح باشد و یا خیر و علاوه بر آن چه سوخت های دیگری نیز نیاز است برای اینکه روح سالمی داشته باشیم؟
روح علاوه بر نیاز داشتن به سوختی به نام اکسیژن به نور و حتی اصلی به نام آرامش نیاز دارد.
یکی از مهمترین دلایلی که می توان مراقبه را رد کرد این است که مراقبه بیشتر در مکان های ساکت و در شب انجام می پذیرد و با این حال نور طبیعی نوری که از یک منبع واقعی به سمت بدن و جسم فرد منتقل می شود وجود نخواهد داشت پس میزان جریان یافتن نور در بدن متوقف شده و حال اگر این اصل فراموش شود دیگر مراقبه جریان معکوسی را دنبال خواهد کرد.
همان طور که بدان اشاره شد غذای روح (آرامش ، نور و اکسیژن) خواهد بود. پس با این سه اصل می توان روح را به تعالی رسانید و بدون هیچ تخصصی در زمینه علوم معنوی به درجات والاتر نیز نائل گردید ولی باز هم سوال اینجاست که چگونه می توان بدون مراقبه به بالاترین حد رسید؟
اکنون زمان آن فرا رسیده که فرد بر علوم خود تمرکز کند و از گزند دانش های زمینی محفوظ بماند و این به صورتی است که با اصلاحات زمینی فاصله بگیرد به طور مثال از واژه ای که چاکرا نام دارد و به هر عنوان معادلی سخت دارد خود را کنار زده و آن را با توجه به دید خود و دانشی که نسبت به آن دارد نام ببرد شاید در نگاه یک فرد چاکرا همان سطوح روح وی باشد و هاله نیز همان چیزی باشد که وی از افراد و در امتداد روحشان تصور می کند پس اینکه ما دقیقا نمی دانیم اصول معنوی چیست به دانش خود رجوع کنیم همان طور که در مقالات قبل نیز اشاره شد یکی از جنبه های اینکه تکامل معکوس روی ندهد باید فرد به هیچ منبع خاص و یا دانش در اطراف خود اتکا نکند شاید این دانش نادرست باشد و اگاهی وی به سمت و سوی نادرست کشیده شود.
از عوامل بازدارنده مراقبه این است که فرد مجبور به آموختن دانش هایی است که وی بدان آگاهی ندارد و از جانب روحی او را آزار می دهد و به گونه ای است که فرد فکر می کند کاری اشتباه انجام می دهد ولی در اصل این دانش چیست؟ در بخشی از علوم مراقبه فرد در اوج تمرکز و در ابتدای آن باید یک متون را بر زبان زمزمه کند که حتی نمی داند معنا و مفهوم آن چیست ؟! بسیار عجیب است که افراد با اوج دانش نیز به این متون باور پیدا می کنند آیا این متون برعکس نیز خوانده شود تاثیری بر جریان آرامش دارد و یا خیر و یا اگر هرگز نیز خوانده نشود چه می شود؟
در این حال هیچ چیزی رخ نمی دهد افراد برای اینکه بخواهند به آرامش برسند نیاز به هیچ وسیله جانبی ندارند و برای آن تنها باید برای اینکه آماده شوند حتی لازم نیست کار خاصی را به انجام برسانند.
2- به آرامش عمیق رسیدن چگونه است؟
در علم مراقبت از روح تنها تاکید بر روی روح است پس جسم کنار زده می شود در این حال زمانی که جسم از روح فاصله بگیرد فرد ارتباطش را از لحاظ معنوی به منیت خود قطع می کند به معنای واضح تر با قطع شدن ارتباط روح با جسم دیگر منیت معنای خاصی ندارد ولی برای اینکه به آرامش عمیق برسیم باید همان طور که به سمت ارامش روحی می رویم باید آرامش جسمی نیز صورت پذیرد در این حال است که فرد به آرامش عمیق خواهد رسید و این آرامش ، آرامش راستین است.
همه ما بر روی زمین زندگی می کنیم و باز هم این جمله تکرار می شود که ما باید به صورت انسانی زندگی کنیم با این اوصاف برای اینکه آرامش روحی پیدا کنیم باید ابتدا جسم در آرامش باشد و این روالی است که هیچ گاه در مراقبه انجام نمی پذیرد و باز هم در مراقبه مهمترین اصل چاکرا و یا درگاهای خارجی جسم است نه خود جسم ما برای روح نباید غذای مناسبی مصرف کنیم برای آن تنها باید هوا سالم باشد چون بهترین تغذیه و تغذیه ای که روح را تغذیه می دهد هوا است.
حال باید بدانیم که چگونه باید به آرامش دست یابیم این راه حل علاوه بر اینکه سخت نیست حتی بسیار آسان تر از روشهای درمانی مراقبه و فشار است در این راه حل شما تنها باید کمی نفس عمیق کشیده و ذهنتان را از افکار بیهوده خارج سازید و این کار بسیار ساده است و روزی می توانید این روال را برای 10 دقیقه تکرار کنید. این جمله مطلب ابتدائی مقاله را به چالش می کشاند که گفته شد مردمان ستاره ای هیچ گاه به تمرکز کامل بر روی یک چیز نخواهند رسید اکنون منظور از تمرکز این است که افراد از لحاظ جسمی و ذهنی روی یک چیز تمرکز می کنند ولی به موازات این تمرکز روح آنها هنوز بر روی چیز دیگری تمرکز می کند پس ما تنها نیاز نداریم از لحاظ فکری جسم را به سمت تمرکز بر روی آرامش بکشانیم بلکه روح را نیز باید برای این کار آماده سازیم.
روح زمانی تمرکزش را بروی یک چیز خاص قطع می کند که جسم آماده باشد برای این کار ، رجوع می کنیم به راه حل نخست و هوازی بودن در ابتدا هوازی بودن علاوه بر جریان دادن سطح وسیعی از اکسیژن به بدن می تواند به تنظیم قلب کمک کند با این روال جریان یافتن خون در رگ های بدن نیز به تعادل خواهد رسید وفرد از لحاظ جسمی در مرتبه تعادل می رسد و هر چه بیشتر این مرحله دقیق تر انجام پذیرد مکانیزم بدنی افراد به سمت تعادل کشیده خواهد شد از آن پس برای اینکه فرد به آرامش جسمی برسد باید در مکانی از نور باشد منظور از نور می تواند حتی خورشید و یا بیرون از منزل باشد یعنی خارج از محدوده تاریک و بسته منزل و باید هوا و مقدار اکسیژن موجود در محل عاری از هر گونه تداخل گر باشد و به عبارتی دیگر سطح اکسیژن موجود در هوا باید به بیشترین حد ممکن برسد و از استفاده کردن از مکمل های هوائی مصنوعی مانند بخور های هوا جلوگیری کرد.
در این حال جسم در حالت تعادل قرار گرفته و زمان تمرکز فرا می رسد، دقیقه نخست فرد باید دیگر به هیچ چیز خاص فکر نکند و تنها خود را در مکانی که در آن قرار داشته ثابت نگه دارد، فرد می تواند پاها را به سمت بالا و سر به سمت زمین قرار دهد و بر روی زمین دراز کشیده تا جریان خون به سمت مغز به سرعت هدایت شود و روال تنظیم شرایط تعادل به حداقل زمان ممکن برسد در این حال برای تمرکز مطلق می توان به حالت دراز کشیدن نیز این کار را انجام داد، ولی توجه به این نکته بسیار مهم هست که در طول تمرکز باید فرد به خواب نرود چون هنوز در مراحل ابتدائی تمرکز قرار دارد با این حال افراد بسیاری هستند که می خوابند ولی به آرامش دست نخواهند یافت و در همان ساعتهای اولیه بیدار شدن احساس سر درد نیز به آنها دست خواهد یافت حال در خواب نیز بدن به حد تعادل می رسد ولی روح هنوز تمرکز خود را روی فشار های زندگی قرار داده است. پس مرحله بعد از تمرکز جسم، باید روح نیز بر روی آرامش تمرکز کند. برای این کار بیشتر پیشنهاد می شود افراد به سمت لم داده و یا نشته تمرکز جسمی را انجام دهند و سپس به مرحله بعد برسند که این مرحله به مرحله بسیار مهمی شناخته خواهد شد در این مرحله باید روح به آرامش برسد آما چگونه؟

در مراقبه یک اصل نادرستی به نام ایهام وجود دارد که منظور از ایهام مشکوک بودن فرد از آرامش خود است و بارها شاید به خود بگوید آیا من در آرامش قرار دارم و یا خیر؟ حتی با این وجود که فرد در آرامش است ! با این حال بسیاری از دانش های به کار رفته در مراقبه نیز اموراتی هستند که برای برخی از افراد موثر بوده است و این روش بر روی افراد ستاره ای جوابگو نخواهد بود اما چرا؟ همان طور که اشاره شد روح درگیر موضوع خاص است و هیچ گاه نمی تواند بر روی یک چیز مطلق تمرکر کند پس باید روح را مجبور نساخت برای این کار بلکه آن را تحریک کرد و به آسانی روح را به سمت یک موضوع خاص کشاند در مراقبه باید روح به صورت اجبار در آرامش مطلق قرار گیرد ولی با این حال روح به این آرامش نمی رسد و این یک معضل اساسی برای افراد خواهد بود.
منظور از تحریک روح این است که تصور خیالی را در اوج آرامش جسمی در ذهن به وجود آورد برای مثال خود را در یک محل تصور کنید مانند یک باغ بزرگ و یا حتی یک طبیعت بکر در این حال دیگر روح به آرامش عمیق می رسد پس مهمترین اصل برای اینکه روح به آرامش برسد تصور خوب است نه فقط تهی بودن و باز هم تاکید بر این موضوع بسیار مهم است که تصور درست و منطقی از یک محل که باعث آرامش جسم می شود می تواند به نحو احسنت آرامشی برای روح نیز باشد پس باید توجه کرد که نباید هیچ گاه ذهن و روح را آزاد گذاشت چون روح علاوه بر اینکه می تواند مفید عمل کند، می تواند جسم فرد را به سمت نادرست بکشاند و همان طور که می دانیم که بیشتر ناراحتی های جسمی ناشی از ناراحتی های روحی خواهد بود مانند پا درد کمر درد ناراحتی های گوارشی و ... .
منبع نوشتاری:
اثرگذار:محمد -216
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۲ ساعت 20:52 توسط MOHAMMAD_PC
|
تفکیک واقعیت از ساخته گی بودن در این دوره بسیار سخت است ، امید است گامی پیش تر در این زمینه برداریم ...