خط عنوان:
نورهای قرمز و مایل به زرد، شیء که لحظه ای در آسمان دیده می شود و پس از آن دیگر ناپدید شده است. دیسک های پرنده و اصطلاحاً بشقاب های پرنده و دیده شدن بر روی شهر های بزرگ و شناخته شده و چرا در شهرهای کوچک دیگر هیچگاه چنین چیزی مشاهده نمی شود؟ دیسک های پرنده و ربوده شدن افراد و شاید افرادی که به دنبال تبلیغات تجاری هستند و موجودات فضائی سبز رنگ و باز هم دیسک های پرنده و تخیلات افراد و ذهن های مردم آیا همه چیز خاتمه یافته است از سقوط دیسک پرنده و پیدا نشدن هیچ قطعه ای از آن و یا خروج یک سفینه مادر از چین و یا هر چیز دیگر آیا واقعا دیسک های پرنده دستور کار سازمان سیاه و تغییر اذهان مردم به سمت ناآگاهی و فریب سراسری است که شبکه های برون مرزی از طریق بریتانیا و سازمان های زیربط و تامین کنندگان مالی به دنبال هم به اکران سفینه های فضای و دیسک های پرنده و فناوری های بیگانه ولی در حقیقت انسانی می پردازند و یا این آگاهی همگانی چه چیز دیگری می باشد آمادگی ما برای برده گی با انسان های بیگانه و یا تسلط آنان بر ما ولی هر چه باشد آمریکا و سازمان سیاه و سران متفقین در طول جنگ جهانی توانسته بودند دیسک های پرنده ای که توانایی حمل راکت ها و قرار داشتن بمب افکن را داشته را طراحی کنند ولی با این حال هنوز هم دیسک های پرنده و یا جاسوس برای بسیاری از افراد ناشناخته مانده و دیگر تنها هدف متمرکز کردن افراد به سوی ناآگاهی خواهد بود، در ذیل مقاله ای درج شده است که به اندکی از این حقایق در پشت پرده می پردازد با این حال مقالات بسیار بوده و من نتوانستم به بسیاری آنها بپردازم با این رویداد لازم به ذکر است در صورت توانایی به مقاله ای دیگری نیز در همین خصوص تحت عنوان دیسک های پرنده مثلثی شکل و ساخته شده توسط آمریکا در آینده خواهم پرداخت . وقت کم است و مطالب ، بحث و گمانه زنی بسیار ...

هنري كواندا يك مهندس هوانوردي بود كه در سال 1886 و در پارس به دنيا آمد. كواندا كسي بود كه توانست اولين هواپيماي جت را در سال 1910 طراحي كند كه با نام وسايل پرنده توربيني در موزه پاريس نگهداري مي شود.
اين در حالی است كه با توجه به شرايط بجراني ادعاي تاريخي وي مبني بر همين موضوع از بين رفته ولي شهرت خود را زماني به دست مي آورد كه با يك هواپيماي اسباب بازي كه با يك توربين آب سرد و داراي چهار سيلندر بوده و كواندا اسم آن را (موتور واكنش هوايي) مي گزارد.
اين موتور به جعبه دنده و سپس به يك فشرده ساز (كمپروسور) متصل بوده و در حدود 4000 دور در دقيقه در حال چرخش است. در جلوي اين هواپيما يك مسدود كننده بسيار بزرگي وجود داشته كه تمامي هواي داخل شونده به كمپروسور را تحت كنترل خود قرار مي دهد. و اين روند تا جايي ادامه مي يابدكه با افزودن يك حريق به واسطه مخازن موجود جرقه شروع به كار وسيله محيا خواهد شد.
در حاليكه اين فرايند به حد تعديل رسيد و موتور به مراحل داغ شدن برسد، جت حرارتي شروع به حركتي رو به جلو مي شود. هنوز براي اين جت پرنده هيچ خلباني وجود نداشت و در اين حال كواندا خود سوار بر جت شده و كسي جرات تست كردن هواپيماي وي را نداشت. هواپيماي او در طول پرواز صدمه ديده و در حال سقوط قرار مي گيرد، وي با اين اوصاف براي نجات جان خود از طريق صندلي پرشي تعبيه شده به خارج از هواپيما انتقال مي يابد.
تلاش هاي بعدي وي نيز بي فايده ماند و او درصدد ايجاد توربي هاي ديگري در هواپيماي خود بود. در اين حال بود كه كواندا متوجه شد كه شعله هاي آتشي كه در كنار لوله اگزوز جت ديده مي شود در اطراف صفحات همگراي نصب شده بر روي بدنه جت قرار مي گيرد. اين فرايند باعث شد تا پديده اي معروف به نام انحناي سازگاري كشف شود. اين پديده به گونه اي است اگر هر چيز مايعي در سرعت بالا در نزديكي سطحي منحني قرار گيرد خود را با اين انحناي موجود سازگار مي سازد. و هوا نيز از اين قظيه مستثنا نبوده و انحناي سازگار بروي هوا نيز القا خواهد شد. اين يك اثر مكش است. اما گردش جريان به اثر بخشي كه بايد بسيار بالا باشد بستگي دارد. پديده "تاثير كواندا" ديگر كشف شده بود. تجربيات اثر كشف شده كواندا سبب شد تا به سرعت سه اختراع ديگر در زمينه هوائي در سال 1938 به ثبت برسد.
اختراع ثبت شده به شماره 2108652 مورخ 15 فوريه سال 1938 شتاب دهنده هواي نصب شده بر روي حاشيه اي از يك ديسك مقعر است.
با اين وجود اين ايده قابل توجه هيچ نهاد رسمي تا سال 1940 توسط سران آلماني نشد. سازمان "دابل اس آلماني" بلافاصله كواندا را جهت ساخت يك جت به شكل يك صفحه مقعر و طرحي مانند يك ديسك بسيار بزرگ فراخواند.
در اين حال كواندا به طراحي عجيب يك ديسك مقعر بسيار بزرگ به اندازه 20 متر كار خود را با نهاد نظامي آلمان شروع كرد. او با استفاده از قطعات بكار رفته در جت (004 بي) در يك الگو كه تحت الشعاع لوله هاي اگزوز جت بود توانست توسط سه لوله خروجي سوخت به حلقه هايي كه در خارج از ديسك قرار داشت انتقال دهد. در اين حال شتاب اوليه موتور باعث مي شد تا اين ديسك به سمت بالائي سعود كرده و نيز در يك سو به سمت سوي ديگري قرار گيرد و همين عمر سبب مي شد تا اين وسيله راحت تر به سمت بالا و يا پائين بيايد.

اين طراحي كواندا يك شاهكار تكنولوژي در صنايع جت هاي ديسك مانند بود. و اين تنها موردي بود تا پايان جنگ جهاني مورد استفاده قرار مي گرفت. چنين دستگاهي ملزم بكار گيري موتور هاي فوق العاده قوي Me-262 و Ar 34 بود تا برای حمله اي رعد آسا مورد نياز باشد.
این وسیله بسیار بزرگ بخش عمده ای از سوخت هوایی خود را به سرعت مصرف می کرد که همین امر در سال 1944 موجود انتقاد سران آلمانی در مورد ماهیت آن می شد. بنابراین کواندا تحقیقات وسیعی را در زمینه قیاسی بسیار کوچکتر موتور این وسیله را به عمل آورد که این رویداد همزان بود با فروپاشی حکومت رایش.

پس از گذشت جنگ، کواندا توسط دانشمندان در حال خدمت پژوهشی برای گروه متفقین اعلام کرد که سیستم و نیروی محرکه وی در سال 1949 مورد تایید سازمان قرار گرفته است. آزمایشگاه تخصصی پی سی جی کرنل در ایالات متحده در سال 1952 با اختصاص دادن بودجه ای کلان در این زمینه نظر مثبتی را به سیستم نیروی محرکه کواندا نشان داد.

شرکت هواپیمائی VZ-9V کانادا وسیله ای با بستر سیستمی "تاثیر کواندا" را در مالتون کانادا ساخت. اگر چه این طرح با شکست بسیاری سختی همراه بود شکستی که این دستگاه در حال بالا رفتن و یا زمین نشستن با آن مواجهه بود ولی با این حال این دستگاه توانست تحت الگوی "تاثیر کواندا" عمل کند و این دیسک در آسمان معلق بماند.






کواندا پس از ثبت اختراع جدیدی در سال 1960 توانست به ساخت هواپیماهای دیسک مانند دست یافته و سیستم های محرکه آن را نیز ایجاد کند ولی سوال ایجاست که چرا تاکنون هیچ وسیله ای از روی طرح وی آشکار نشده است؟
اسرار وحشتناک مقامات نظامی آمریکائی به طرز کاملا گیج کننده ای هستند ولی در تمامی این اسرار آشکار شده، حتی موردی که جالب باشد به چشم نمی خورد. یکی از پروژه های مخفیانه و سری آیالات متحده ساخت یک بشقاب پرنده بود که توانایی حرکت کردن در سرعتی مافوق صوت را دارا بوده و نیز پرونده هایی از این دست وجود دارد که دولت آیلات متحده و سازمان سیا در طول جنگ جهانی دوم و در دوران پژوهش برای اولین بمب اتمی از آن استفاده نموده اند.
بمب منهتن یکی از مهمترین برنامه های تحقیقاتی مخفی شناخته شده از پروژه منهتن است، که در نهایت به تولید اولین بمب اتمی جهان انجامید، این پروژه در سال 1939 آغاز شد، و مکان آن به شکل مخفی و پنهان قرار گرفته و مورد حفاظت بسیار شدید قرار گرفته است. از سال 1942 تا سال 1946، سرلشکر و مهندسین ارتش ایالات متحده به رهبری پروژه منهتن قرار گرفته بودند.
اولین بمب هسته ای در ساعت 5:30، در طول آزمون به اصطلاح ترینیتی در پایگاه هوایی Alamogordo منفجر شد. در تاریخ 16 ژوئیه 1945، 120 مایل (193 کیلومتر) جنوب آلبوکرک، این انفجار با ایجاد یک ابر قارچ شکل که اندازه آن به 40،000 فوت (12،200 متر)کشیده شد، و قدرت انفجاری بمب معادل بیش از 15،000 تن TNT بود.
یک ماه پس از آزمایش ترینیتی، دو بمب اتمی در هیروشیما و ناکازاکی در ژاپن در مراحل پایانی جنگ جهانی دوم بود منفجر شد. که این انفجارها کاهش یافته تر بودند. تا به امروز، تاثیرات بسیار مخربی از بمباران هیروشیما و ناکازاکی باقی مانده است.
پروژه اکراه - ماهیت بشقاب پرنده ایدر حالی که در منطقه 51پایگاه محرمانه طراحی شده به مطالعه موجودات فرازمینی توسط نیروی هوایی ایالات متحده پرداخته و به انجام مطالعه وجود یوفو ها می پرداختند. با این حال در داخل پروژه اکراه یک برنامه کوتاه مدت در سال 1949 راه اندازی شد این برنامه برای مطالعه پرواز اشیاء ناشناخته بود. این ماموریت به "برنامه قبلی"، شناخته شده است ، و به عنوان پروژه ورود به سیستم است، که با این اوصاف یک گزارش در سال 1949 در اوایل بیان کرد. برخی از یوفو ها به نظر می رسد هواپیماهای واقعی هستند.
منتقدان پروژه اکراه می گویند این برنامه صرفا شامل مجموعه ای از افراد است که گزارش بشقاب پرنده ها را به سمت های غیر واقعی هدایت می کنند و در این موردتحقیقات واقعی بسیار کمی انجام شده است .، ادوارد جی راپت ، کاپیتان نیروی هوایی و مدیر پروژه اکراه در کتاب خود در مورد این موضوع ، می نویسد" مقدار زیادی از مطالعات از فایل های قدیمی و بشقاب پرنده ها را در پروژه اکراه دنبال کردم. همه چیز بر این اساس بود و فرض شده بود که یوفوها نمی توانند وجود داشته باشند ولی باز ماهیت بشقاب پرنده ها مورد بررسی قرار می گرفت . وی می گوید "آنچه می بینید و یا می شنوید مهم نیست، آن را باور نکنید . "
منطقه 51 در ماه ژوئیه سال 2013، اسناد محرمانه از سازمان سیا وجود منطقه 51 برای اولین بار تصدیق کرد، و تایید کرد که پایگاه موجود و مخفی برای تست انواع هواپیماهای جاسوسی، از جمله یکی از آنها که به خوبی شناخته شده است با نام U-2 هواپیمای شناسایی مورد استفاده قرار گرفته است.
در حالی که منطقه 51، که در عمل به عنوان یک جدا شدن از پایگاه نیروی هوایی ادواردز در کشور همسایه آمریکا، کالیفرنیا، تحقیق و فعالیت های انجام شده در آنجا وجود دارد برخی از نزدیک ترین اسرار محافظت کشور بودند.
پروژه فوق العاده کنترل ذهن
در طول جنگ سرد، سازمان سیا پروژه MK-ULTRA، را آغاز نمود که آن یک برنامه تحقیقاتی مخفی و غیر قانونی بود که به بررسی سیستم های بالقوه کنترل ذهن انسان می پرداخت. اپراتورهای این برنامه به بررسی اثرات هیپنوتیزم، عوامل بیولوژیک و مواد محرکه مانند LSD و باربیتورات ها، در انسانها می پرداختند. برخی از مورخان نشان می دهند برنامه ای برای توسعه یک سیستم کنترل ذهن بوده است که می تواند با استفاده از این "برنامه" از طریق کنترل ذهن بسیاری از افراد را به قتل رسانیده باشند.
در سال 1973، پس از آن مدیر سازمان سیا ریچارد هلمز دستور داد که همه اسناد از پروژه MK-ULTRA نابود شوند، اما یک تحقیق رسمی تحت عنوان همین برنامه را چند سال بعد آغاز نمود. این پروژه بستری شد برای ساخت چندین فیلم، از جمله عنوان "کاندیدای Manchurian" و دیگری "مردانی که به بزها خیره اند".
پروژه کرم یخ در گرینلنددر سال 1960، ارتش ایالات متحده در یک ماموریت سری به ساخت یک سری از پایگاه های پرتاب موشک هایی پرداختند که زیر بستر ورقه های یخ گرینلند بود. هدف از موشک های میان برد و در داخل ورقه های یخی به اندازه کافی نزدیک به حمله ای بود تا به اهداف در اتحاد جماهیر شوروی صدمه بزند.
این برنامه که در داخل یخ قرار گرفته بود شامل امکان تست سنجی و تحقیقات در داخل آن بوده که در طول سال 1960 در داخل یخ ها انجام می شد و این شبکه ای بسیار بزرگ بود که به پروژه کرم های یخی و تونل های وسیع در داخل یخ قرار داشت نامیده می شد همچنین این پایگاه در داخل یخ ها و ساختمان های زیر زمینی از جمله سالن های تفریحی، درمانگاه ها و اتاق ها و مراکز ارتباطات بوده است.
این پایگاه، که از دولت دانمارک مخفی نگه داشته شده بود، به مدت هفت سال اداره می شد. این برنامه در سال 1966 پس از تغییرات یخ و شروع شرایط ناپایدار لغو شد. امروزه، بقایای خراب شده پروژه کرم های یخی زیر برف های قطب شمال به خاک سپرده شده اند.
پروژه 1794در اواخر سال 2012، گنجینه ای محرمانه از اسناد نیروی هوایی ایالات متحده وجود دارد، از جمله سوابق یک برنامه مخفی برای ساخت یک نوع بشقاب پرنده برای استفاده از آن بعنوان بمب افکن های اتحاد جماهیر شوروی طراحی شده است. برنامه بلند پروازانه، به نام پروژه 1794، در سال 1950 آغاز به کار کرد و یک تیم از مهندسین با ساختن یک وسیله پرنده دیسک مانند قادر به سفر در سرعت های مافوق صوت در ارتفاعات بالا بوده اند.

اسناد محرمانه نشان می دهد برنامه ای برای ساخت هواپیمایی برای رسیدن به سرعت بالای 4 ماخ (چهار برابر سرعت صوت) و رسیدن به ارتفاع 100،000 فوت (30،480 متر) در دستور کار ارتش بوده است. هزینه برآورد شده پروژه بیش از 3 میلیون دلار بود.
پروژه 1794 در دسامبر سال 1961 لغو شد و پس از انجام آزمون های پیشنهادی طرح بشقاب پرنده تغییرات هوائی و ناپایدار بودن و احتمالا غیرقابل کنترل بودن در سرعت های بالا (سرعت مافوق صوت) به طور کامل کار خود را به اتمام رساند.
منبع ترجمه و گردآوری:
پایگاه بسوی حقیقت
برگرفته از:
1- http://discaircraft.greyfalcon.us/Coanda.htm
2- http://www.livescience.com/40172-declassified-military-cia-secrets.html